من و روزِ‌ محشر و لطفِ تو بانویِ شفیعه

آسمون‌ها گل براش هدیه آوردند
کهکشون‌ها عطرش و هر جا می‌بردند
هر ستاره مستِ دیدارِ دوباره‌اش
هر فرشته دلا رو به اون سپردند
از سماء ندا می‌یاد مقام اون خیلی رفیعه
من و روزِ‌ محشر و لطفِ تو بانویِ شفیعه
هر فرشته دلْ گره زده به بالش
چشمِ نجمه به گلستانِ جمالش
نور این گل که شبیهِ گلِ یاسه
شده موسی مستِ حجبِ بی مثالش
دختری اومده تو عرش و سما که بی‌قرینه‌است
به همه مژده بدید ثانی زهرای مدینه‌است
همه عالم پیش پاش سر به سجودند
حوریان از قدمش گرمِ سرودند
هر چی از کرامتش دم بزن بازم نگفتم
عمری این کریمه پشت و پناهمه نیفتم

باب المراد شاه و گدايي بزرگوار

زهراي شهر يثرب مايي بزرگوار

چشم ملك نديده دمي سايه ي تو را

ناموس بارگاه خدايي بزرگوار

اين قوم را به راه حقيقت كشانده اي

موساي بي عباوعصايي بزرگوار

بر شانه هاي باد،جحاز تو حمل شد

فرمانرواي ملك صبايي بزرگوار

گم كرده ايم كعبه ي حاجات و آمديم

نزد شما كه قبله نمايي بزرگوار

من گريه مي كنم كه نگاهي كني مرا

آري هميشه عقده گشايي بزرگوار

باران رحمت ازلي سهم مان شده

بي شك دليل فيض شمايي بزرگوار

بانوي مهربان كدامين قبيله اي ؟

امشب بگو كه اهل كجايي بزرگوار

خلقت شبيه پير كريم عشيره است

الحق ز نسل شير خدايي بزرگوار

فهميدم از شلوغي صحن و سراي تان

هر لحظه مامن فقرايي بزرگوار

فرقي نمي كند چقدر نذر مي كنند!؟

باب المراد شاه و گدايي بزرگوار

اينجا مريض ها همگي خضر ميشوند

سرچشمه ي حيات و بقايي بزرگوار

از لحن گريه كردن زوار واضح است

در قم،بقيع اهل بكايي بزرگوار

يادت نمي رود چه قراري گذاشتيم؟

محشر دم بهشت بيايي بزرگوار

بی بی سلام

جانِ عالم گردِ راهت
حسرت دل یک نگاهت
می‌برد از عاشقان دل
یک نما از بارگاهت
یا فاطمه اشفعی لی فی الجنه
شمس روحم، مهر و ماهم
تکیه‌گاهم جان پناهم
کن شفاعت روز محشر
بنده‌ای غرقِ گناهم
یا فاطمه اشفعی لی فی الجنه
ای حدیثِ سوز و سازم
زندگی را رمز و رازم
پیشِ چشمم چون صراط است       
نامِ تو مهرِ جوازم
یا فاطمه اشفعی لی فی الجنه

یا حضرت معصومه سلام الله علیها

کشور ما از دو گل دارد بهار
هم بهار و هم وقار و اعتبار
هر دو گل از باغ گل هاي رسول
هر دو گل از نسل زهراي بتول
آن يکي در شهر قم شهر صفا
آن يکي در مشهد و نامش رضا
سائلانش بي نياز عالمند
جيره خوارانش امير و حاتمند
از رضا غير رئوفي کس نديد
دست لطفش ناز آهو را خريد

یا حضرت معصومه سلام الله علیها

به دل حک شد به خط آشنایی
شب میلاد و آغازِ گدایی
گدای بارگاهِ سبزِ عشقم
ببین امشب دلم گشته هوایی
به پیش پای تو غرقِ سرشکم
که شاید سر زنی بر بی‌نوایی
کریمه کاسه‌ام بنگر که بالاست
کرم بنما تو هر چه می‌توانی
تویی معصومه، عصمت پیش رویت
کند سجده از این نورِ خدایی
تویی بانوی قصرِ سرخِ مذهب
که با زینب همیشه هم صدایی
همین بس از تو ای معصومه جانم
لقب گیرنده‌ از جامِ رضایی
رضا نامِ تو را معصومه خوانده
که سر تا پا چنین زهرا نمایی
همه امشب کنارِ بارگاهت
من و این گریه و فصلِ جدایی
دلِ فطرس شده در شامِ میلاد
اسیرِ گنبدِ زردِ طلایی

به درخواست دوستان لینک دانلود فاصله در وبلاگ قرار گرفت.

دانلود فاصله

الهی و مولای من

الهی و مولای من دوباره بنده فراریت با دلی غرق خوف و رجا در شب جمعه با حالی سرشار از شوق و حیا  و نالان از جور و جفا با دست بسته، قلبي شكسته و آهي خسته....  به در خانه تو آمده است ...من از قديميا شنيدم كه تو بدا را هم مي خري اينك اين گوي و اين ميدان ...امشب مرا براي خودت بخر، آخه مگویند که مال بد روی دست صاحبش می ماند و من روی دستت مانده ام..... اي مهربان يار و اي بهترين غمخوار... اگر تو مرا نخري هيچ پناهي ندارم و يقين دارم امشب مرا مي خري....

من تماشای تو می کردم و غافل بودم

من تماشای تو می کردم و غافل بودم

کز تماشای تو خلقی به تماشای منند

گفته بودی که چرا محو تماشای منی

و چنان محو که يکدم مژه بر هم نزنی

مژه بر هم نزم تا که ز دستم نرود

ناز چشم تو بقدر مژه بر هم زدنی

منزل خدا

الو؟

منزل خداست؟


این منم مزاحمی که آشناست


هزار دفعه این شماره را دلم گرفته است


ولی هنوز پشت خط در انتظار یک صداست


شما که گفته اید پاسخ سلام واجب است


به ما که می رسد ، حساب بنده هایتان جداست؟


الو ....


دوباره قطع و وصل تلفنم شروع شد


خرابی از دل من است یا که عیب سیم هاست؟


چرا صدایتان نمی رسد کمی بلند تر


صدای من چطور؟ خوب و صاف و واضح و رساست؟


اگر اجازه می دهی برایت درد دل کنم


شنیده ام که گریه بر تمام دردها شفاست

دل مرا بخوان به سوی خود تا که سبک شوم


پناهگاه این دل شکسته خانه ی شماست


الو ، مرا ببخش ، باز هم مزاحمت شدم


دوباره زنگ می زنم ، دوباره ، تا خدا خداست

لبیک یا حسین علیه السلام

صدها نفر از رقص جنون جا مانده

                              سالار در این قافله تنها مانده

                                                        دلها شده پر درد مگر علت چیست؟

                                                                         هفتاد و دو شب تا به محرم مانده

امان از دل زینب سلام الله علیها

هفتاد و دو شب مانده کمر خم بشود
هفتاد و دو عاشق ز زمین کم بشود
هفتاد و دو میدان بلا در راه است
هفتاد و دو شب مانده محرم بشود