من و روزِ محشر و لطفِ تو بانویِ شفیعه
آسمونها گل براش هدیه آوردند
کهکشونها عطرش و هر جا میبردند
هر ستاره مستِ دیدارِ دوبارهاش
هر فرشته دلا رو به اون سپردند
از سماء ندا مییاد مقام اون خیلی رفیعه
من و روزِ محشر و لطفِ تو بانویِ شفیعه
هر فرشته دلْ گره زده به بالش
چشمِ نجمه به گلستانِ جمالش
نور این گل که شبیهِ گلِ یاسه
شده موسی مستِ حجبِ بی مثالش
دختری اومده تو عرش و سما که بیقرینهاست
به همه مژده بدید ثانی زهرای مدینهاست
همه عالم پیش پاش سر به سجودند
حوریان از قدمش گرمِ سرودند
هر چی از کرامتش دم بزن بازم نگفتم
عمری این کریمه پشت و پناهمه نیفتم
کهکشونها عطرش و هر جا میبردند
هر ستاره مستِ دیدارِ دوبارهاش
هر فرشته دلا رو به اون سپردند
از سماء ندا مییاد مقام اون خیلی رفیعه
من و روزِ محشر و لطفِ تو بانویِ شفیعه
هر فرشته دلْ گره زده به بالش
چشمِ نجمه به گلستانِ جمالش
نور این گل که شبیهِ گلِ یاسه
شده موسی مستِ حجبِ بی مثالش
دختری اومده تو عرش و سما که بیقرینهاست
به همه مژده بدید ثانی زهرای مدینهاست
همه عالم پیش پاش سر به سجودند
حوریان از قدمش گرمِ سرودند
هر چی از کرامتش دم بزن بازم نگفتم
عمری این کریمه پشت و پناهمه نیفتم
+ نوشته شده در شنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۹ ساعت 13:24 توسط علیرضا تلخابی
|