من تماشای تو می کردم و غافل بودم
من تماشای تو می کردم و غافل بودم
کز تماشای تو خلقی به تماشای منند
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
و چنان محو که يکدم مژه بر هم نزنی
مژه بر هم نزم تا که ز دستم نرود
ناز چشم تو بقدر مژه بر هم زدنی
+ نوشته شده در شنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۹ ساعت 10:30 توسط علیرضا تلخابی
|