یا صاحب الزمان عج الله تعالی فرجه الشریف
الا که راز خدایی، خدا کند که بیایی
تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی
الا که راز خدایی، خدا کند که بیایی
تو نور غیب نمایی، خدا کند که بیایی
دلم هوای بقیع دارد و غم صادق
عزا گرفته دل من ز ماتم صادق
دوباره بیرق مشکی به دست می گیرم
زنم به سینه که آمد محرم صادق
سلام من به بقیع و به تربت صادق
سلام من به مدینه به غربت صادق
سلام من به مدینه به آستان بقیع
سلام من به بقیع و کبوتران بقیع
سلام من به مزار معطّر صادق
که مثل ماه درخشد به آسمان بقیع
سلام من به ششم ماه فاطمیّ بقیع
سلام من به گل یاس هاشمیّ بقیع
ز بسکه کینه و غربت به هم موافق شد
هدف به تیر جسارت امام صادق شد
همانکه فاطمه را بین کوچه زد گویا
ز کینه قاتل این پیرمرد عاشق شد
امام پیر و کهن سال شیعه را کشتند
امان که روح سبکبال شیعه را کشتند
فضای شهر مدینه بیاد او تار است
هنوز سینه ی آن پیر عشق خونبار است
هنوز می کشد او را عدو به دنبالش
هنوز هم ز عدویش دلش به آزار است
هنوز تلخی کامش به حسرت شهدی است
هنوز چشم دلش بر رسیدن مهدی است
ما را به یک کلاف نخ آقا قبول کن
یـا ایّهـا العــزیز! أبانـا! قــبول کن
آهی در این بساط به غیر از امید نیست
یـا نـاامیدمــان ننـمـا یـا، قـبـول کن
از یـاد بـرده ایم شمـا را پـدر! ولی
این کودک فراری خود را قبول کن
رسم کریم نیست که گلچین کند، کریم!
مـا را سَـوا نکـرده و یک جـا قـبول کن
گر بی نوا و پست و حقیریم و رو سیاه
اما به جــان حضرت زهـرا قبـول کن
گندم که نه، مقام شما بود لاجَرَم
رمز هبوط آدم و حوّا، قـبول کن
مجید لشکری
شباي اشک و مناجات اومده
دوباره دلم به ميقات اومده
اين شبا با اميد عنايت و
کرم مادر سادات اومده
بزودی و به درخواست عزیزان دل اشعار بنده ی حقیر در وبلاگ قرار خواهد گرفت.
طعنه از بس که شنیدیم مردیم. به خدا از غم تو پژمردیم
ای کاش مهد کودکم ، مهد آشنائی با تو بود!
ای کاش درآغاز سوادآموزی ام ، آموزگارم الفبای عشق به تو را به من می آموخت!
ای کاش در دوره راهنمائی معلّمم مرا بسوی تو و خیمه ی سبزت راهنمائی می کرد!
ای کاش درکلاس نقّاشی تصویری ازچهره مهربان وعدالتجوی ترابرایم به تصویرمی کشیدند!
ای کاش موضوع انشای من بجای علم بهتر است یا ثروت ؛ تو بودی!چرا که بی تو نه علم خوب است و نه ثروت .
ای کاش درکنارآشنا ساختن من باقطب شمال و جنوب ، قطب مثبت و منفی و... یکی هم مرا با قطب عالم امکان آشنا می ساخت!
منبع : http://zaker-p-e.blogfa.com/
مکان هیئت خونه ی اولین و آخرین دل ماست
زمان هیئت ساعت مستی و دیوونگی ماهاست
وقتی که سینه میزنیم می شیم دیوونه
این دل مست و مجنون و ماها میخونه
الی الابد تو قلب من خدایی حیدر
از عشق اون چشات زدم به سیم آخر
« السلام علیک یا امیر المومنین »
هر روز و هر شب از عشق گنبد طلات آقا میخونم
هر کسی میخواد هر چی بگه جار میزنم که من دیوونم
پر میزنیم بسوی گنبد طلائی
وقتی می بینیم حرمرو میشیم هوائی
وقتی که هروله کنیم همگی یک دست
از بوی زیبای حریم تو می شیم مست
« السلام علیک یا حسین بن علی »
مجنون و مستم از عشق اون حرم زدم به سیم آخر
برای قلب مجنون من لیلائی و زیبا و دلبر
شدیم دیوونه از غم خدای احساس
آرزومه یه روز بیام به کف العباس
هر جا میرم جار میزنم یا ایهاالناس
خدا رو سینه ام نوشته کلب العباس
« السلام علیک یا علمدار حسین »
واژه هایی گفته ام زیبا ترین
هر چه زیباییست از امداد توست
ورنه هم من هم قلم رسوا ترین
نام تو مفهوم خوبی و سخاست
عشق با نام تو پر معنا ترین
در مقام صبر ، صبر از تو خجل
در مقام لطف ، بی همتا ترین
هم قیام کربلا فریاد توست
هم پیام صلح تو گویا ترین
خون دل خوردن قیام سرخ توست
صلح در عهد تو عاشورا ترین
صلح کردی گرچه اما در نبرد
حیدری کرار و بی پروا ترین
ای کریم اهل بیت ای مجتبی
ای به جمع سروران آقا ترین
من درین محضر خسی بی مایه ام
در حقیقت بی سر و بی پا ترین
لطف تو گر شامل حالم شود
می شوم از عرشیان بالاترین
ور نه بی تو با همه خلق جهان
بی کسم؛ تنها و بی مأوا ترین
مرحمت فرما به جان مادرت
ای مقام مادرت والا ترین
منبع:http://www.neyzar12.blogfa.com/cat-7.aspx



ذاکرین اهل بیت : حاج محمد علی رحمانی / کربلائی علیرضا تلخابی / حاج محمد ساربانیان