اشعار شاعر جوان احمد سبز آبادی
مکان هیئت خونه ی اولین و آخرین دل ماست
زمان هیئت ساعت مستی و دیوونگی ماهاست
وقتی که سینه میزنیم می شیم دیوونه
این دل مست و مجنون و ماها میخونه
الی الابد تو قلب من خدایی حیدر
از عشق اون چشات زدم به سیم آخر
« السلام علیک یا امیر المومنین »
هر روز و هر شب از عشق گنبد طلات آقا میخونم
هر کسی میخواد هر چی بگه جار میزنم که من دیوونم
پر میزنیم بسوی گنبد طلائی
وقتی می بینیم حرمرو میشیم هوائی
وقتی که هروله کنیم همگی یک دست
از بوی زیبای حریم تو می شیم مست
« السلام علیک یا حسین بن علی »
مجنون و مستم از عشق اون حرم زدم به سیم آخر
برای قلب مجنون من لیلائی و زیبا و دلبر
شدیم دیوونه از غم خدای احساس
آرزومه یه روز بیام به کف العباس
هر جا میرم جار میزنم یا ایهاالناس
خدا رو سینه ام نوشته کلب العباس
« السلام علیک یا علمدار حسین »
+ نوشته شده در سه شنبه ۹ شهریور ۱۳۸۹ ساعت 15:57 توسط علیرضا تلخابی
|