حسین علیه السلام را عشق است .
جناب حاج فتحعلی تعریف كردند:
یك روز آقای دكتر ... نزد آقای مجتهدی آمده و گفت: آقا جان یك باب مغازه
دارم كه آن را اجاره دادهام، اما موجر چند ماهی است كه از پرداخت اجاره آن
خودداری كرده و میگوید استطاعت پرداخت مال الإجاره را ندارم، اجازه می
دهید علیه او اقدام كنم؟
آقا سكوت كرده و حرفی نزدند، روز بعد كه آقای دكتر میخواست خدمت ایشان
برسد به او اجازه ورود ندادند، و تا مدت یك هفته آقای دكتر میآمد ولی آقا
او را نمیپذیرفتند. وقتی علت آن را از ایشان سؤال كردم، فرمودند:
بیست سال در بیابانها رفته و خانه به دوش صحراها بودیم تا مبادا دل كسی را
بشكنیم و به كسی آزار برسانیم اكنون ایشان آمده است از ما جواز دل شكستن
بگیرد.
..............................................
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۰ ساعت 5:55 توسط علیرضا تلخابی
|