شعر ، سرود ، مدح میلاد حیدر کرار امیرالمومنین علی علیه السلام
شاهنشهي و شد نجفَت مركز شاهي
ايوان تو نور است و جهان جمله سياهي
گر پاي كسي در حرمت جاي بگيرد
از لطف خريدارشوي تو به نگاهي
من رعْيَتِ مُلك توام اي شاه ولايت
شاهي بنما و بده بر ما تو پناهي
دل را ببرد تا به خدا، گر كه بخواهي
گر قسمت من بوسه به خاك نجف افتد
سخت است بيارم به حرم، بار گناهي
از دور اگر چشم من اُفتد به ضريحت
گويم كه بگردم به فداي تو الهي
گمگشته طوفان بلاها به سراغت
آيد نشود در دو جهان غرق تباهي
دريا مَثَلِ كوچك بحر كرم توست
مي ميرد اگر آب ننوشد لب ماهي
از كودكيام حب تو با شيره ي جان داد
مادر به اميدي كه كه شوم آنچه تو خواهي
يك عمر دلم را به تو بستم كه از آن رو
گويي بمن اي شاه، تو هم جزء سپاهي
سروده کمال مومنی
از امر خدا ولايت احيا گرديد
ملعون بود آنكه مي نمايد ترديد
فرمود نبي بر همه مولاست علي
تا كور شود هرآنكه نتواند ديد
قد هزارتا آسمون آقا نگاتو دوست دارم
وقتي مي گن علي مدد انگار كه پر در مي آرم
وقتي ميام به هيئتت اميدم اينه يا علي
بهم يه برات بدي بگم فقط عشق مني
تنگ مي شه تا دلم برات عكس حرم رو مي بينم
تو خيالم ميام پيشت كنار ايوون مي شينم
از وقتي كه گفتم علي همه با هام رفيق شدند
چرا نمي بريم نجف ثانيه ها دقيق شدند
دلم براي صحن تو ، نگاه بكن پر مي زنه
ايندفعه كه من اومدم ، نگو كه وقت رفتنه
اميد دارم كه من بيام ، دوباره پاكم بكني
ميون ايوون طلا ، يه گوشه خاكم بكني
آخ كه چي مي شه تو بگي ، خونتو جمع كن از شعف
رها بكن زندگيو ، بيا كنار من نجف
آقا تو رو قسم مي دم ، از توي جنت الحسين
خودت ما رو راهي كني ، ميون بين الحرمين
....................................
دريا مَثَلِ كوچك بحر كرم توست
مي ميرد اگر آب ننوشد لب ماهي
از كودكيام حب تو با شيره ي جان داد
مادر به اميدي كه كه شوم آنچه تو خواهي
خورشید چراغکی ز رخسار علی است
مه نقطه کوچکی ز پرگار علی است
هر کس که فرستد به محمد صلوات
همسایه دیوار به دیوار علی است
(سلام و درود خدا بر محمد و ال طاهرینش)