لالا علی جون
بخواب اي داداش جونم تشنگي غم نداره
از عمو مي خوام بره كه برات آب بياره
امشب اشك آسمون تويِ چشماي منه
هي باگريه هات نگو حالا نوبت منه
باباجون گوش مي كني چندكلوم حرف بزنم
دوست دارم رو دست تو بابا بزنم
لالايي كبوترم وقت پرواز رسيده
بميرم براي تو كي سرت رو بريده
الهي كه بشكنه دوتا دست حرمله
نگاه كن سرعلي آويزون رو سينمِ
يكي پشت خيمه ها داره قبري ميكَنه
علي جون غصّه نخور باباتم بي كَفنه
يه دعايي مي كم بخدا آمين داره
هيچ بابايي نبينه بچّه با گلو پاره
اگه دست باباتون انگشتر رُ نداره
يا كه گوش خواهرت مي مونه بي گوشواره
توي آسمون دل توبودي تك ستاره
فردا غارت مي برن دشمنا يه گهواره
+ نوشته شده در جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۸۵ ساعت 17:46 توسط علیرضا تلخابی
|