حی علی العزاء

دلم امشب به مجلس روضه

خسته و بيقرار مي آيد

يك كبوتر شده و از سمتِ

حرمي پر غبار مي آيد

ادامه نوشته

زخم عتیق

عشاق را دلیل جنون مشربی رسید

شرح كتاب خون تو را مكتبی رسید

پی كاتبان واقعه در خون قلم زدند

كه از هر طرف نوشته به خون مطلبی رسید


ادامه نوشته

منتهاي آرزو   

                                                ديگر زجان سيرم، بيا برگرد مــولا

زين هجر مي ميرم ، بيا برگرد مولا

 

هر چند دورم از تو امـّـا بي رخ تو

از زنـــدگي سيرم، بيا برگرد مولا

 

از بس نشستم در غروب بي كسي ها

هـر جمعه دلگيرم، بيا برگرد مولا

 

مپسند چون رنگ شفق دلخون بمانم

در صبـح تقديرم، بيا برگرد مولا

 

فصل جواني با تو بودن عشــق دارد

از غـم مكن پيرم، بيا برگرد مولا

 

پرسند اگـر از منتــهاي آرزويــم

ايـنست تكبيـرم، بيا برگرد مولا

 

از آذري گر جان طلب كردي بگويد

هر لحظه مي ميرم بيا برگرد مولا


شعر :  حاج حسين آذري

یا حبیب الباکین

نمازم را قضا کرده تماشا کردنت ای ماه

بماند بین ما این رازها بینی و بین الله!

من استغفار کردم از نگاه تو نمی دانم

اجابت می شود این توبه کردن های با اکراه

برای من نگاه تو فقط مانند آن لحظه است

همان لحظه که بیتی ناگهانی می رسد از راه

...و شاید من سر از کاخ عزیزی در می آوردم

اگر تشخیص می دادم چو یوسف راه را از چاه

  

واما بیتی در حاشیهء این غزل:

 

مرا محروم کردی از خودت این داغ سنگین بود

چنان تحریم تنباکو برای ناصرالدین شاه

شاعر : سید حمیدرضا برقعی